پ.ن.1) دوباره نقشه هام به هم ریخت.نمیدونم می خوام چیکار کنم.
پ.ن.2) از معذرت خواهی کردن خسته شدم.
پ.ن.1)اولین جمله ی صفحه ی 13 راز فال ورق نوشته ی یاستین گوردر
پ.ن.2) ینی دوس دارم اتاقمو بغل کنم های های گریه کنیم رو شونه های هم. حدود دو هفته بود دور بودیم از هم.داشتم میمردم دیگه این آخرا :دی
+با تشکر از ایشون در ضمن.
پ.ن.1) امروز مدیا پلیرو گذاشتم رو شافل اونم اینو برام پیدا کرد که بذارم رو ریپیت.
پ.ن.2) می ترسم، نمی دونم از چی ولی دستام یخ زده.
پ.ن.1) چیه؟ اونجوری نگام نکنید. نوشتنم نمیاد خب.
وقتی درباره ی تموم شدن کامل مدرسه و کنکور و کلا به سال دیگه همین موقع فکر می کنم کلی چیزای مثبت میبینم حتی اگه رشته ی مورد علاقم -که هنوز نمیدونم چیه- قبول نشم بازم زندگی نمیتونه اونقدرا بد باشه مث همه ی آدمای دیگه منم بالاخره میفهمم واقعا چی می خوام و همین یه پیشرفت بزرگ واسه یه ساله.
پ.ن) دیدین وقتی یه کلمه ای رو چندبار پشت سر هم میگین بی معنی میشه؟الان یه سری آدما واسه من اینجورین.
بالاخره مدرسه ثبت نام کردم. هیچی آرایش نداشتم دقیقا از زیر پتو رفتم کلی لبخند الکی زدم و ادای دخترای خوبو در آوردم تا به وقتش تلافی کنم. بعدشم به خاطر نداشتن پرینتر مجبور شدم برم کافی نت ثبت ناممو اینترنتی کنم. خیلی حس بدیه وقتی کل روزُ تو اینترنتی و کامپیوترت یه لحظه هم خاموش نمیشه وایسی تا یکی دیگه برات کارای اینترنتیتو انجام بده. خیلی خودمو کنترل کردم که نپرم اونور میز. تنها پسری که دلم نمی خواست هیچی درباره ی من بدونه امروز در زشت ترین و خوابالوترین حالت منو دید و شناسنامه مو هم خوند ولی بجز این همه چی خیلی خوب پیش رفت.
پ.ن.1) من خیلی زنده موندم الان دیگه وقتشه بمیرم. هیچ مشکلی ندارم نه جسمی و نه روحی فقط دیگه به نظرم دیگه به اندازه ی کافی زندگی کردم حوصلم سررفته.
پ.ن.2)اینو گوش بدین. خدااااست.دوس دارم مثه خوانندش باشم.جاست بای مای سلف.
-منو نگاه کن
+چیه
-دارم تورو می کِشم
+آها
...
- عه این چقد شبیه آهنگ shrekــه
+چون آهنگ شرکه
...
-تموم شد، قشنگه؟
+ :|
...
+این دیگه چیه؟
-این تویی اونم منم داریم میرقصیم
+ :|
...
- وقتی بچه بودی خوشگل تر بودی
+ :|
- دوستم داشتی؟
+چی؟
-دوست
+آها...آره
-چنتا؟
+یادم نیست
- من میرم تلویزیون ببینم
+ :|
پ.ن.1) همه ی پسربچه های هشت ساله انقد نفرت انگیزن؟
پ.ن.2) سفر بد نبود.
نیستم. دارم میرم شمال شاید یه کم روحیهم عوض شه. خدافظ فعلا :)
اگه من یه روز رفتم پو.رن استار شدم بدونین از لج حرفای ناظممونه :| دقیقا همون لحظه ای که داری بهم میگی من نباید به چیزی بجز درس فکر کنم می دونی دارم به چی فکر می کنم؟
پ.ن.1) خدارو هرگز به خاطر اینکه ابروهامو انقد منظم آفرید نمیبخشم. از اول راهنمایی تا حالا دارم هر سال حرص می خورم به خاطرش.
چرا من انقد آدم سیاه و سفیدیــَم؟ چرا همیشه دارم خودمو مجبور می کنم که زود موضع بگیرم مثلا "از رنگ قرمز خوشم میاد؟ نه خوشم نمیاد " خیلی مسخرست که چی خب؟ تازه بعضی وقتا خیلی پیچیده میشه قضیه. فکر کنین یه روز تو اوج پی.ام.اس تصمیم گرفتم که از یه چیزی خوشم نمیاد بعد دو روز که گذشت یهو خوشم میاد از همون، ولی دیگه نمی تونم بر خلاف رای خودم عمل کنم. تا این حد آدم مسخره ایــَم. مگه آدم در مقابل همه چی باید یه موضعی داشته باشه؟ نمیشه درباره ی یه چیزی نظر خاصی نداشته باشم؟ چرا من شات د فا.ک آپ نمی کنم؟ یه جور مرضه شاید.
پ.ن.1) اینو گوش بدین
پ.ن.2) امروز یه پیرمرده بهم گفت شجاع باش، نترس از اینکه حرفات اشتباه باشه از خودم موج بزدل بودن ساطع می کنم گویا :دی
بعضی چیزارو نمیشه گفت حتی وقتی گفتنشون آدمو راحت می کنه چون ما موجودات اجتماعی ِ لعنتی ای هستیم که فکرای دیگران برامون مهمه.
من عصبانی یا ناراحت نیستم فقط دارم فکر می کنم و چون زیاد پیش نمیاد این کارو بکنم بهم فشار اومده :دی
پ.ن.1) هر وقت من از قیافه ی یه بازیگر مرد تو یه فیلمی خوشم بیاد دو ثانیه بعد معلوم میشه گــ.ــی بوده. چرا آخه؟
پ.ن.2) دیروز فهمیدم خانوما نمی تونن راز نگه دارن، مگر اینکه پای خودشون گیر باشه.
پ.ن.1) از دیروز تا حالا 25 تا آهنگ دانلود کردم فعلا اینو گوش بدین.
پ.ن.2) همین الان کشف کردم رها با این آهنگ گریه می کنه البته احتمالا از صدای من که دارم باهاش می خونم وحشت کرده :))